خرید بک لینک

همسر نازنینم تنها برای تو می نویسم تا بدانی

که عشق و وفاداری و صبر و بردباری را از تو در مسیر زندگی آموختم

خدا سایه محبتت رو از سر زندگی من کم نکنه

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 5:36

همسر م تو تنها یار و همدم زندگی من هستی که در تمام لحظات زندگی کنارم بودی من از تو عشق و مهربانی صبر و بردباری و وفاداری را آموختم مهربانم وپرستارم وهمراهم وتکیه گاهم و شریک تمام لحظاتم کوچک ترین کاری که در قبال تمام فداکاریهایت در ادامه زندگی می توانم انجام بدم این باشه که تاجان در بدن دارم و نفس میکشم تمام تلاشم 《خوشبخت کردنت باشه تولدت مبارک مهربانم》♡♡ تو مرا می فهمی من تو را می خواهم واین سادهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 5:36

دخترم تو بهترین هدیه پروردگار به ما هستی

تو همانی هستی که با خلق شدنت قلب ما را از شوق و شادی لرزاندی

تو همانی هستی که خداوند تمام شکوه و زیبایی و عظمت خود را در وجود تو گنجاند تا زندگی ما را زیباتر و روشن تر کنی دلبرکم .

تولدت مبارک خانم کوچولوی بابایی که افکاری بزرگ داری .

خداوندا سپاسگذارم از تو بابت داشتن خودت و عطا کردن و بخشش فرشته های زیبا روی و زیبا دلی که به زندگی من هدیه داده ایی.

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 5:36

امروز دوباره من متولد شدم .شاید برای همه این یک تاریخ 99/06/25 برای تبریک گفتن باشه اما برای من نقطه ایست برای شروع تولدی دوباره و شروعی دوباره امروز دوباره از پلکان زندگی بالاتر روم و در درونم انقلابی بر پا میکنم تا بتوانم زندگی را برای خود زیباتر از قبل رقم بزنم . پس با تمام وجوداشتباهات گذشته ام فریاد میزنم تمام اشتباهاتی ک کاری جز آزار روح من نداشتند پذیرفتم و از زیبایی که خداوند به من هدیه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 5:36

دختر کوچکم روزت مبارک در این روز زیبا و قشنگ که از اولش زیبا شروع شد . از جمله زیبایی که دختر کوچکم بر قلب و ذهنم و وجودم حک کرد.در وبم رو نمایی میکنم . امروز دختر کوچولو زیبای من به من گفت بابایی حتی اگه روزی پرنسم رو پیدا کنم اینو بدون که تنها تو پادشاه قلبمی بابایی . الهی واویلا ... منم بهت میگم دختر زیبای بابایی من به تو افتخار میکنم فرشته قشنگم و تنها هدفم در زندگی فقط اینه که به من افتخار کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 5:36

اینا حرفای من نیست من فقط بهشون وزن میدم که شنیده شهبرگرفته از یه نامه از یه غرور یه غروب از خانه سالمندان در واقعیت نامه ای از یک سالمند به فرزندش به نام خدا عزیزم سلام یه کمی بی حالو مریضم الانخیلی واست نوشتم دریغ از جواب حس میکنم که این روزا غریبم براتاینجا هر کی تویه حسش غرقه این دیوارا انگاری طلسمش کرده خونه ی سالمندان خودت فکر کن این کلمه حتی خود اسمش تلخهمیگن زندگی یعنی نفس کشیدن باید تا آخر عمر تو این قفس بشینناین یعنی رسیدن به آخرای عمرم روزی که منو آوردی اینجا مردمبعضی وقتا اینجا قدم میزنم آلبومه جوونیام رو ورق میزنم تنها یادگاری که میتونم بگیرم تو دستام قطره های اشکا چیکیدن رو عکسااینم بگم اینجا هوامونو دارن سر وقتش غذا و دوامون رو دادنولی این منو سر خوش میکرد که فرزند خودم منو تر خشک میکردیه جورایی این یه تعهده وگرنه احتیاجی ندارم به ترحمتگفتم میخوای برم تو انکار نکردی حتی واسه موندن من اصرار نکردی ممنونم واسه ی موافقتت ممنونم به خاطر مراقبتتنمیشه اسباب مزاحمتت کسی سراغمو گرفت بگو مسافرتهخلاصه من که دیگه تمومه کارم من که دیگه عادت به نبودت دارملااقل از اینجا رد شدی یه سری ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 7:52

من یک خوزستانی ام قلبم هم به رنگ خاکخوزستان من دگر هوا ندارد... آسمان آبی حق مردم من است آهای کسی صدای ما رو می شنوه ما هنوز زنده اییم ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 7:52

و چه این جمله به فکرِ همگی افتادهبچه ها را چه کنیم ؟ بچه ها می خواهند،بچه ها می رقصند،بچه ها میخوانند این طریقیست که در خاطرشان می ماند ای فلانی، دو سه خطی بنویس ،ساده تر، رِنگی تر ، در پیِ قافیه و واژه نباشسوژه ی امروزی، بگذر از دل سوزی بچه هایی همه دلسوزتر از عاشقان بی خیال از غمِ فردایی و از عاقبت و آخرشان من هنوز معتقدممن هنوز معتقدم می شود عشق به آنها آموخت می شود در به درِ واژه ی بازار نبودمی توان تقدیم کردو پشیزی به پشیزی نفروخت من هنوز معتقدم می توان عشق به آنها آموخت من هنوز معتقدم این فرشتگان زیبا جای آن همه نداشته های ما زیبایند من هنوز معتقدم یک عمر راه قدرت دست ما نیستباید پارو نزد،وا دادباید دل رو به دریا دادخودش می بردت هرجا دلش خواستبه هرجا برد بدون ساحل همونجاست الهی وربی من لی غیرک خوشتر از نام خداوند ثمری نیست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 17:43

افسانه جان روزی که به دنیا آمدی،من متولد شدم.. و از آن روز هم دخترم شدی و هم همه چیزم.. دختر آسمانی من، جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیدار منی.. گوشه دلم روز به روز را با نگاه رو به تکامل تو آغاز می کنم.. سپاس خدایی که گیلاس ها و فرشته های باغ بهشت را به من عطا کرد.. سایه خدای عشق بر قلبت مدام دخترم.. فرشته زیبای من برایت با عشق می نویسم ، پس تو نیز باعشق بخوان ومن نگاهم به آینده ای روشن است برای توست ... زندگیت را دوست داشته باش آنچنان که شایسته تو است... افسانه جان دخترم تولدت مبارک .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 17:43

پاکت بي تمبر و تاريخنامه بي اسم و امضاءکوچه دلواپسي هابرسه به دست بابابا سلام خدمت بابا عرض کنم که غربت ماانقدم بد نيست که ميگن راضيم الحمدا...يادمون دادن که اينجازندگي رو سخت نگيريماز غم ويروني توروزي صد دفعه نميريميادمون دادن که يادسوختن خونه نيفتيمخواب بود هر چي که ديديمباد بود هر چي شنفتيمراستي چند وقته که رفتمبي غم و غزل سر کارروزگارم اي يدک نيست شکر غربت گرم بازارقلم و دفتر شعرمتوي گنجه کنج ديوارعکس سهراب روي طاقچهغزلش گوشه انبارتوي نامه گفته بوديبي چراغ دل مادربراتون نور ميفرستمجنس اعلاء طرح آخرمن ستاره بردم اينجابا بليطاي برندهراستي اونجا نور فانوسيه شبش کرايه چنده با سلام خدمت باباعرض کنم که غربت ماانقدم بد نيست که ميگنراضيم الحمدا...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 17:43

u202bشهر من , من به تو می اندیشمu202bنه به خویشu202bاز ﭘﺲ ﺷـﻴﺸﻪ ﺗﻮ را ﻣﻲﺑﻴﻨﻢu202bﻛﻪ ﮔﺮﻓﺘﻲ ﻣﺮا در ﺑﺮ ﺧﻮﻳﺶu202bﻣﻦ وﺿﻮ ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﺧﻴﺎل ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮمu202bو ﺗﻮ را ﻣﻲﺧﻮاﻧﻢu202bو ﺑﻪ ﺷﻮق ﻓﺮداها ﻛﻪ ﺗﻮ را ﺧﻮاﻫﻢ دﻳﺪu202bﭼﺸﻢ ﺑﻪ راه ﻣﻲﻣﺎﻧﻢu202bﺗﻦ ﻣﻦ ﭘﺎره ای از آن ﺗﻦ ﺗﻮﺳﺖu202bو ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻳﻦ ﺷﺒﻬﺎی ﭘﺮ ﺳﺘﺎره ﺷﺐ ﺗﻮﺳﺖ مرا نه جوشش کارون تو و ن قارون تهران بلکه خروش رود اروند و بهمنشیر همیشه پرتلاطمم تمام مرا را در بر می گیرد افتخارم اینست که مادرم ایران و فرزند آبادانم (وفادارتم آبادان)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 17:43

به نام بخشندهبزرگ ، داور برحق،به نام خداوند ايثار و انصاف به سراغ من اگر مي آييد نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي منادامه مطلب

برچسب: خلوت من,خلوت من و خدا,خلوت من و شوهرم,خلوت,خلوت من اندی,خلوت من مهدی,خلوت من و دل,خلوت های من,مناطق خلوت تهران,امیر خلوت من, نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 23:51

( اولین کلیسای دنیا که در کنارش مسجدبنا شده است، جلوه احترام به ادیان الهی ،آبادان خیابان زند) پشت قاب شیشه پنجره ایی که شبای منو با خود می بره جایی که گذشته هام مثل تصویر از تو قابش می گذره پشت قاب بی نفس مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس مثل یه حقیقت رفته به باد منو با خود می بره مثل یه رویا توی خواب شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش از پس شیشه تو را می بینم که گرفتی مرا در بر خویش من وضو با نفس خیال تو می گیرم و تورا می خوانم که به شوق فرداها... که تو را خواهم دید چشم براه می مانم تن من پاره ایی از آن تن توست وقشنگ ترین شبای پرستاره شب تو آبادان بهادامه مطلب

برچسب: قاب شیشه ای,قاب شیشه ای سیاوش قمیشی mp3,قاب شیشه ای سیاوش,قاب شیشه ای لنگرود,قاب شیشه ای چشمات,قاب شیشه ای بابل,قاب شیشه ای دانلود,قاب شیشه ای سیاوش قمیشی متن,قاب شیشه ای آیفون 5,قاب شیشه ای سی دی, نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 23:51

میگویند: شادبنویس ...! نوشته هایت درد دارند...! و من یاد مردی می افتم، که باویولونش در گوشه ایی از این دنیای بزرگشاد می زد...! اما چشم هایش خیس بود...! ادامه مطلب

برچسب: طاقت,طاقت بیار رفیق,طاقتم ده,طاقت بیار فریدون,طاقت مهستی,طاقت من طاقت دل,طاقت فرسا,طاقت بیار,طاقتم ده سالار عقیلی,طاقت در حل جدول, نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 23:51

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است..خودم و جدم و جد پدرم سوخته است خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم..خواستم از همه مرحله ها پرت شوم کسی ازگوشی مشغول به من می خندید..آخر مرحله شد غول،به من می خندید یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا.... بازی مسخره ایی بود، رها کرد مرا با خودم با همه ،با ترس تو مخلوط شدم...شوت بودم که ب بازی بدی شوت شدم آنچه نمی رفت فرو من بودم...حافظ این همه اسرار مگو من بودم از تحمل که گذشتم به تحمل خوردم...دردم این بود که از یار خودی بد خوردم حرفی از عقل، بد اندیش به یک مست زدند...باختم و آخربازی همگی دست زدند خسته از بودن تو خسته تر از رفتن تو ... خسته ادامه مطلب

برچسب: خسته ام,خسته,خسته شدم,خسته نباشید,خسته نباشید به انگلیسی,خسته نباشی,خسته دلان,خسته ام من,خسته ام علیزاده,خسته قاسم, نویسنده: بهنام جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 23:51

صفحه بندی